برادر جان نمیدونی چه دلتنگم

برادر جان نمیدونی چه دلتنگم
برادر جان نمیدونی چه غمگینم
نمیدونی…نمیدونی برادرجان گرفتار کدوم طلسم و نفرینم
نمیدونی چه سخته دربدر بودن
مث طوفان همیشه در سفر بودن!
دلم تنگه از این روزهای بی امید
از این شبگردی های خسته و مایوس
از این تکرار بیهوده دلم تنگه
همیشه یک غم و… یک درد و… یک کابوس…
دلم تنگه برادر جان...
دلم خوش نیست غمگینم برادرجان
از این تکرار بی رویا و بی لبخند
چه تنهایی غمگینی که غیر از من همه خوشبخت و عاشق،عاشق و خرسند
به فردا دلخوشم شاید که با فردا طلوع خوب خوشبختی من باشه
شب و با رنج تنهایی من سر کن،شاید فردا روز عاشق شدن باشه!
دلم تنگه بـــــرادر جان¡
دیدگاه ها (۳)

پآرت¹³خب داشتم‌میگفتم می سو...!می سو: هوم؟ببین...اره درسته م...

Iove and the moonPart34 یونا: سلام میرا جان میرا:سلام یونا ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.1ا.ت:کوکیییکوک:جانم پیشی کوچولوی د...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

KIM V

#کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط