مردی حاشیه خیابون بساط پهن کرده بود،

مردی حاشیه خیابون بساط پهن کرده بود،
زردآلو هر کیلو 2000 تومن،
هسته زردآلو هرکیلو 4000 تومن.

یکی پرسید : " چرا هسته اش ازخود زردالو گرونتره؟!! "

فروشنده گفت : " چون عقل آدم رو زیاد میکنه."
مرد کمی فکر کردُ گفت :" یه کیلو هسته بده ."

خرید و همون نزدیکی نشست و مشغول شکستن و خوردن شد با خودش گفت:
" چه کاری بود، زردآلو میخریدم هم خود زردآلو رو میخوردم هم هسته شو، هم ارزونتر بود

رفتُ همین حرف رو به فروشنده گفت .

فروشنده گفت: " بــــــله ،
نگفتم عقل آدم رو زیاد میکنه !!!
چه زود هم اثر کرد!!!"
دیدگاه ها (۳)

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

ادامه پارت ۱۷ قسمت دوم

صدای ضربه‌ی دیگری به در خورد.ات با ترس گفت:— «من؟ چرا باید د...

احتمالا این پست, اخرین پست من اینجا خواهد بود , پس از اون اک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 34سلام دخترا برای پا...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۲۷ویو لیاـبعد از ...

#داستان_کوتاه_و_جالبمردی حاشیه خیابون بساط پهن کرده بود،زردآ...

جالبه بخونید ..مردی حاشیه خیابون بساط پهن کرده بود،زردآلو هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط