خنده بر غم

خنده بر غم

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
و دلم بس تنگ است
باز هم میخندم
آنقدر میخندم كه غم از روی رود…
زندگی باید كرد
گاه با یك گل سرخ
گاه با یك دل تنگ
گاه باید رویید در پس این باران
گاه باید خندید بر غمی بی پایان…
دیدگاه ها (۹)

مرد سلام دیروز توی خیابون آقا پسر بیست و اندی ساله داشت به ...

پشت شیشه ماشین می نویسیم "میروم تا انتقام مادرم زهرا بگیرم...

دستا بالا ...می خواییم از ته دل دعا کنیم همه‌ی ما هزاران آر...

شب ها به وقت خواب از طرف من، وجدانت را ببوس اگر بیدار بود!...

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

"چه کسی میداند؟؟؟که تو در پیله ی تنهایی خود،تنهایی!!چه کسی م...

‌‌قلمـت را بردار بنویس از همـه خوبے ها زندگــے، عشـق، امیــد...

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

وقتی لب تو خنده زد

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 191♡⁠。⁠)⁩ جيغي ...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 22صبح زود، کالسکه جلوی قصر منتظر ویو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط