یه بار زنگ زدم 110 ...............

یه بار زنگ زدم 110 ...............
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.































































.
گفتم : الوووووووووووووووووو پلیس !!!
گفت : بله بفرمائید ؟؟؟
گفتم : کمک ! یه عالمه مرده اینجاست !!!
گفت : یا ابوالفضل ! کجائی ؟؟؟
گفتم : قبرستون !!!































.
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچی دیگه !!! فعلا" به قید وثیقه آزادم کردن !!!
ملت اعصاب ندارن:-))
دیدگاه ها (۱۹)

ما بلندترین تاریکی (شب یلدا) را به هم تبریک میگوئیم اما از ک...

ﯾﮏ ﺩﺯﺩ ﻣﯿﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﯾﮏ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺯﺩﯼ، ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﺑﻮﯼ ﺳﯿﺮﻣﯿﺎﺩ، ﺧﻮﻧ...

سلام دوستای خوبموقتتون بخیرهرکی دوست داره بهش سر بزنم اینجا ...

میگن علف باید به دهن بزی شیرین بیادجلو من شیرین کاری نکن گرگ...

بالاخرههههه دارم پارت مینویسمممبچه ها قول میدم ازین به بعد ت...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

ترکم نکن

سناریو:زخم التیامی/پارت ۳(موقعیت:۹۰۰متر تا ua) (زمان:۵:۴۷)**...

رمان عشق مافیا پارت 3 از زبان ا/تگفتم : جیمین خدا چیکارت کنه...

رمان چهارم پارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو چویا دوبا...

رومان عشق مافیا پارت 11از زبان ا/تگفت : حتی نمیتونم تصور ندا...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط