بره... ای مجری ما تو کوشیکی...همینجوری مثل الان زیبا بودی

بره... ای مجری ما تو کوشیکی...همینجوری مثل الان زیبا بودیم...زیبای عجیبی داشتم مخصوصا این چشو ابرو هامون تو فامیل تک بودیم...همش بغل اینو اون سر بغل کردن ما چه دعوا ها که...نشد...چه خونا که نریخت.....
آقای مجری...شما بچگی هم سیبیل داشتید؟؟؟
چی شده؟؟؟مگه میشه نداشته باشم.... اصلا من بخاطر این سیبیلم محبوب بودم....همه هی بهم میگفتن بگو دوچرخه....ما هم هی می‌گفتیم اونا هم می‌گفتن سیبیلت..داره میچرخه...بره...ولی میدونی آلان. نگرانم این بچه چرا سیبیل نداره،..میترسم از زیبای های من ارث نبرده باشه بعد من چه خاکی سرم بگیرم ها.....ای مجری چه کنم......
مجری...نگران نباش بزرگ بشه در میاره مرد میشه،،
آخه میدونی چیه...میترسم...مثل من کشته مرده..پیدا نکنه افسرده بشه....آخه این سیبیل ما خیلی خاطر خواه داشته بره...دوره خانم یکیش بوده.......سر من چه گیس و گیس کشی های که نکرد......بره
دیدگاه ها (۵)

اورلورا

رمان

P12 .PRISON MAFIA.

ببخشید این پارت رو جا گذاشتمپارت ۳۳یونگی میخوای چطور تنبهش ک...

«قمار عشق »part:20بعد از اون رابطه ای که داشتن هردو خسته رو ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟖اروم بو.سه ای رو موهاش زد. و گزاشتش رو...

part 33&دوست دارم زودتر بزرگ بشمهر کس بعد این حرف واکنش متفا...

سلام بچه ها خوبین امیدوارم که هیچ وقت طعم مریضی رو نچشید بچه...

Iove and the moonPart24ویو فردا صبح وقتی از خواب بیدارشدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط