تــوے زنـدگــے با

تــوے زنـدگــے با

بااَدبــا با اَدبـــــ بودم
با لاتــــا لاتـــــ
با مَشـــــــتیا مَشــــتے
با مـَـــردا مـَـــرد
ولـًـّٓـّٓـے هــنو نَـــتــــونسم(!)
با مـــــ♡ــــآدرم
مــــ♥️ــــادر
باشـــــم


بـــــــــه سلامتــــــی همه مـــادرهای گـــل
دیدگاه ها (۱۳)

با اینکه میدونم احتمالا هیچوقت اینو نمیخونی ولی:جئون جونگ‌کو...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

کپشن💘🙃عروسک من😈🔞پارت هفتاد ...نشسته بودیم بعد از اون تاب و ک...

رمان تهکوک

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_17ویو میرااز دیشب تا الان...

پارت پنجاه‌ویکم | «پیدات کردم»پارک لاراکمی بعد، جونگ‌کوک نود...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط