یونا که بدو بدو رفت

یونا که بدو بدو رفت
_یدفعه در باز شد یونا بود داشت گریه میکرد
×هقق ابجیم چی شده بهش
_هیی عزیز دلم اروم باش ابجی خوب میشه خب بغلش کردم
÷ا.ت کجاست ها
_اوناهاش بدو یه کاری کن
÷رفتم دستو گذاشتم روی پیشونیش یا خدا دستم سوخت
_دیدی خیلی داغه بابا
÷دستم سوخت
دکتر قرص و سرم داده
_اره
خب همه رو بده
÷قرص تب بر ،سرما خوردکی اینا رو خورد کردم گذاشتم تو اب تا حل شده بعد بدم به ا.ت چجوری بدم حالا اها فهمیدم یه قاشق برداشتم چای خوری بعد اروم اروم گذاشتم تو دهنش بعد ۳۰ دقیقه تبشو گرفتم کم شده بود خوبه
۲ ساعت دیگه تبشو گرفتم کامل خوب شده بود تبش حالا باید بیدار شه
÷خب ام تبش تموم شد جیمین
_واقعاااااا خداروشکر
یونه ابجیت خوب شده
×واقعاااا
_ارههه
×هوراااااا
_خنده
÷لبخند
داشتم دور خودش میچرخید که سرش گیج رفت داشت می افتاد که گرفتمش هییی کوچولو مواظب باش خوبی
×اره ببخشید
÷😁
×خوابم میاد
÷بیا بخواب
×اومدم
÷داشتم براش لالایی میخونم که سبک شد فهمیدم خوابش برده
+چشمام و اروم اروم باز کردم سرم خیلی درد میکرد امم ارباب
_دیدم‌ا.ت داره صدام میکنه ا.تتت بیدار شدی خوبی قشنگم
+امم نه خیلی سرم درد میکنه
÷خواهر کوچولو اروم باش فقط یه سردرده برای سرمته سرمت خیلی قوی ( داروش )
+میشه بکی چهداتفاقی افتاده
_همه ماجرا رو گفتم
+اوو ببخشید دردسر درست کردم
_عیب نداره سرما خوردگی که دست تو نیست
÷عیب نداره همهیشه دردسر سازی
+یاااااا
_خنده
÷خنده خیلی خب شوخی کردم
+شوخیت برای خودت
دیدگاه ها (۰)

_وایییی بسه دیگه چقدر جرو بحث میکنین +تقصیر اینه ÷نخیر تقصیر...

÷خونمو گرفت داد به ا.ت بعد چند دقیقه ا.ت به هوش اومد ÷ا.تتت...

اصلا حواسم به ساعت نبود ساعت ۱۰ شب بود و ا.ت هنوز خواب بود ت...

چند ساله ارمی این ؟؟

Love in the dark①⑧چانهی: جانما/ت: الو داداش چانهی: جان چیشده...

برادر ناتنی بد 🎀p¹²جونگکوک باشو محکم گذاشت رو گاز و رفتیمشهر...

وقتی اون....(درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط