اینم شرح حال منه ...

اینم شرح حال منه ...
حکایت ان مردراشنیده ای که نزد طبیب رفت وازغم بزرگی که دردل داشت گفت.طبیب گفت:به میدان شهربروآنجادلقکی هست انقدرمیخنداندت تاغمت یادت برود.مردلبخند تلخی زد وگفت من همان دلقکم
دیدگاه ها (۵)

تقدیم به همیه گلهای ویسگون

دراین زمانه که شرط حیات نیرنگ است دلم برای رفیقان بی ریاتنگ ...

...

پ ن پ

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

سکوتِ سنگینِ میانِ آن‌ها، مثل یک موریانه، داشت ذره‌ذره‌ی آرا...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. با تعجب به صورت...

وارث سایه ها

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط