خدایا شکر

خدایا شکر
روزی مردی خواب عجیبی دید .

او خواب دید که پیش فرشته هاست و آنها را نگاه میکند هنگام ورود دسته بزرگی از فرشته ها را دید که تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می آورند را باز میکنند و داخل جعبه می اندازند.

مرد از فرشته ها پرسید: شما چکار میکنید؟؟!!
یکی از فرشته ها گفت: اینجا بخش دریافت است ما دعاهای مردم را که از زمین برای خدا می فرستند را تحویل می گیریم .

مرد کمی جلوتر رفت و دید تعدادی از فرشته ها نامه ها را داخل پاکت گذاشته و آنها را توسط پیک ها به زمین می فرستند مرد پرسید: شما چکار میکنید؟؟؟!!
یکی از فرشته ها با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است ما لطف و رحمت خدارا برای بنده هایش می فرستیم !

مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته بیکار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چکار میکنید؟؟!!

فرشته جواب داد اینجا بخش تصدیق نامه هاست و من منتظر جواب های مردم هستم تا جواب رحمت خدا را بدهند!

مرد گفت:پس شما چرا اينقدر بیکارید و نامه های اندکی دارید؟
مردم باید چه جوابی به شما بدهند؟
فرشته با آهی گفت: فقط باید بگویند:

خدایا شکر!!!!
دیدگاه ها (۲)

(^_^)

پا برهنه..تا کجا دویده ای که،این همه گل شکفته است....

منکه ناهارمو انآر میخورم..تازه دون دون کردم بفرمایید:-)ملس م...

LESSON

پارت دوم نیمه دوم

P¹²هاری به عکس قدیمی خیره شده بود.«اون شب... ما اینجا نیومده...

پارت دوم

🍷 شراب قرمزپارت ۱۳ | سایه‌ی خیانترینا هنوز به پیام روی گوشی ...

RESPECT OR DIE : پارت هجدهمصدای مرد در راهرو پیچید...جونگ‌کو...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 4ویولت پشت سر خدمتکار راه می‌رفت و ه...

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²ویو میکا_____وارد سالن ...

🦢 پارت نوزدهم | محافظجنگکوک هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بود.عکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط