عشق یا نفرت

عشق یا نفرت
پارت ²⁷
اون شوگا بود باورم نمیشه
....فلش بک به روز دیدار این دوتا....
با صدای دعوا و سروصدا بیدار شدم سری رفتم پایین که دیدم بابام و یه مردی دارن دعوا میکنن و مامانم داره گریه می‌کنه مرده بابامو زمین انداخت و تفنگ رو به سمتش گرفت مامان التماسش کرد کاری با بابام نداشته باشه ولی اون تو یه لحظه هم پدرمو ازم گرفتم هم مادرمو تنها مونده بودم همش احساس میکردم یه خوابه اینو باور نمی‌کردم که دیگه اونا رو ندارم چندبار دست به خودکشی زدم ولی ناموفق بود خودزنی میکردم حتی تا چند وقت بیمارستان روانی بستری بودم ولی وقتی با ات آشنا شدم همچیز تغییر کرد اون به زندگی سیاه سفیدم رنگ داد و کاری کرد پیانو زندگیم بجای آهنگ غمگین آهنگ شاد بنوازه من زندگیمو مدیون اتم برای همین انقد دوسش دارم
...پایان فلش بک...
حتی دلم نمی‌خواست اونو ببینم ازش نفرت داشتم مثل اینکه اونم مثل کوک شیفته ات بود از رفتارش معلوم بود بدن کوچیک اتو براید استایل بغل کرده بود همینجور نگاش میکرد ات‌ همرو مشوق خودش کرده جالبه خب منم بخاطر این رفتاراشه که دوسش دارم چقد خوب بود که همه رفیق صمیمیتو انقد دوست داشته باشن چقد قشنگه یه آدمی که به زندگیت شادی میدرو داشته باشی نمیدونم چقد تو فکر بودم که با صدای شوگا افکارم پاره شد بهم گفت.......
می‌دونم کوتاهه ولی خب خستمه دیگه چیکار منممممم
دیدگاه ها (۳)

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

عشق مافیا :)) پارت سه:ات لباس های بعد حمومش رو آماده کرد و ر...

فیک تهیونگ

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

THE FIRST KISSPART: 3ات: الو سلام &: خب میای یا بیام ببرمش ا...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

Destiny part 9

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط