درخواستی

درخواستی
از عشق تا نفرت
PART: 1
ویو ات:
با صدای مامانم از خواب بیدار شدم
لونا: پاشو دیگه ات تمام وسایلو جمع کردم و فقط منتظر توم پاشو
ات: اوففففف من نمیخوام اونجا زندگی کنم اونم یه عوضی مثل.... باباست
لونا: وای نگو دختر اون یه مرد جنتلمن اون خیلی مهربونه و اصلا مثل اون نیست میتونه ازمون محافظت کنه پاشو بریم دیگههههه
ات: اوففففف مامان اوففففف پاشدم
از روی تخت بلند شدم به سمت سرویس رفتم و کارای لازمو انجام دادم بعدش زفتم سراغ کمد لباسام یه دامن مشکی پام کردم با یه هودی گشاد مشکی یه ارایش ساده انجام دادمو هدفونمو زدم رو گوشم و کولمه برداشتم رفتم از اتاقم بیرون
ات: من امادم
لونا: چه جذاب شدی
ات: بله من جذاب شدم اخلاقمم جذابه اما مطمئنم شوهرت و اون پسره اسمش چیه
لونا: جونگ کوک؟
ات: عا اره یه ادم کی..ی بیشتر نیستن مطمئنم
لونا: بسه دیگه ات همچیو شلوغش میکنی
.
ویو لونا تو راه:
از وقتی که بدون اجازه ات با ویلیام ازدواج کردم ات بد اخلاق شده و همینطور سرد تر اما خب ویلیام ادم باحالیه مطمئنم ات باهاشون کنار میاد

یک ساعت بعد:
لونا: رسیدیم
ات:(هدفون رو از روی گوشش برمیداره) اینجاست؟
لونا: بهت گفته بودم پولدارن (از ماشین پیاده شد)
ویلیام: سلام خوش اومدین
لونا: سلام عشقم مرسی
ویلیام: خوش اومدی خانم کوچولو
ات: مرسی ولی کوچولو نیستم
ویلیام: ببخشید....... بیاید بریم داخل رو هم ببینید
ات: اگه میشه اتاق منو بهم نشون بدین یکم خستم
ویلیام: البته... جک این خانم رو به اتاقشون راهنمایی کن
جک: چشم رئیس
ویو ات: با یک نفر به نام جک به داخل رفتم اون چمدونم رو برام تا اتاق اورد و رفت
لونا: خب اتاقت چطوره خوشت اومد؟
ات: اوهوم مرسی
لونا: همچی همونجوریه که میخواستی.........راستی اتاق جونگ کوک هم همین بغله
ات: اوووو اره پسر خوب و مثبت باباش مطمئنم ازش متنفر میشم
لونا: ات دیگه باید با اینجا کنار بیای اینجا خونه ما هم هست
ات: باشه مامان فعلا برو تا یکم استراحت کنم
لونا: باشه دخترم
بعد از رفتن مامانم تصمیم گرفتم که به دوستم زنگ بزنم
ات: سلام خوبی
سومی: مرسی دختر تو خوبی چخبره اونجا زود تعریف کن
ات: باشه(خنده) خب انگار یه خونه بزرگه اینجاست شبیه به عمارت خب همچیز گرونه و خب هنوز فقط ویلیام رو دیدم
سومی: اووو داداشت چی جونگ کوک
ات: خب هنوز ندیدمش ولی از این پسر مثبت متنفرم تنفر زیادددد دارم
سومی: او ات اینجوری نگو به هر حال برادرته
ات: هرچی باشه حی خوبی ندارم بهش الان جلو یخچالم و به نظر میرسه که حتی یه ساندویچ کوچیک ندارن
ویو ات:
با سومی حرف میزدم همین که در یخچال رو بستم.......

خداییی نه وایسا 😂😂 ازمن گناه من نسخه جونگ کوک و ات رو خواستین 😂😂😂وای ولی من دارم کپی فیلم مینویسم 😂
دیدگاه ها (۰)

از نفرت تا عشق پارت معرفیشخصیت های اصلی: جئون جونگ کوک ، لی ...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

YOU BELONG TO MEویو اتدر اتاق رو باز کردم و وارد اتاق شدم خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط