سوار تاکسی شدم گفتم :

سوار تاکسی شدم گفتم :

وای چقدر شهر عوض شده

آدماش چقدر عوض شدن

خونه ها چقدر عوض شده

مغازه ها همه چی تغییر کرده

.

.

.

.

راننده تاکسی پرسید : ببخشید شما خارج از کشور بودید؟



گفتم : نه بابا. اینترنتم قط شده اومدم بیرون از خونه...,
دیدگاه ها (۱)

اینجا بیمارستانه مهم نیست ا‌ون بیرون چه خبره جنگه، گرونیه......

#Mafia_rabbit🐰#Part¹مثل همیشه آت در حال شیرینی پختن بود که ص...

Multi-Part: 5When you were pregnant, you went to the gym wit...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

the first lie

پارت ۹ (ویو یونمین)«خب جونک‌کوک‌....ساعت ⁶:³² هست دیگه باید ...

به زیباییه مشکی

عشق خیانت انتقام

پارت ۷ دو دقیقه چشم تو چشم شدن که تهیونگ گفت ∆ شما دانش آموز...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط