به زیباییه مشکی

𝐀𝐬 𝐛𝐞𝐚𝐮𝐭𝐢𝐟𝐮𝐥 𝐚𝐬 𝐛𝐥𝐚𝐜𝐤

#به_زیباییه_مشکی.

پارت ۱۱

+وای وای وای

ویو ات

تا به خودم اومدم دیدم ر.....


| ❚❚ |


کوک:

صبر کن چییییییی؟

لیندا: منظورت چیه؟

کوک: یعنی چی من انقدر خورده بودم

ات: همچنین ریدی تو ابرومون

لیندا: تو خفه شو بعدم کوک تو همجوره گوگلی هستی

کوک: بلههههههههه؟


لیندا: خنده* ولش

ات: میخوام پلی کنم

کوک،لیندا: باش

| ◀ |


ویو ات:

تا به خودم اومدم دیدم ریدم بابا بزرگ ۳۴۵ بار زنگ زدههههه
کونم میزاره
تند تند دویدم و رفتم دستشویی و خودم به بابا بزرگ زنگ زدم

پایان ویو ات


/مکاله ات و بابا بزرگ/

÷خانمه کیم اتتتتتتتت کدوم گوریییی هستیییی توووووو؟ *داد

لیندا:

انقدر بابا بزرگ عصبانی شده بود که نگو
چه زود پسر خاله شدم اهم نه
جوری پشت گوشی داد زد که ات گوشی رو از گوشش فاصله داد


÷حتما رفتی با یکی نچ نچ هرزه شدی واقعا که....اصلا انتظار نداشتم ساعتو نگاه کن ۴ صبحههههههه گمشو بیا خونه

+بابا بزرگ نفس بگیر من اومده بودم برای یه مهمونی که برای قرارداده شرکته،شرکتم و دارم به مقام بالایی میرسونم

لیندا:

درسته کمی از حرفاش حقیقت و کمی دروغ بود....

ات میترسید که بگه یک مرد منو برای یک شب نوشیدنی دعوت کرده چون اون موقع بابا بزرگ چیز بدی برداشت میکرد

÷....باشه افرین باعث افتخارمی دخترم

+[تغییر مود داد من میگم این خردادیه میگه نه]

+امشب ممکنه نیام خونه بوس بای

÷باشه دخترم خدانگهدار

/پایان مکالمه ات و بابا بزرگ/


ویو ات:

تمام چیزایی که خورده بودم از سرم پرید خیلی صادقانه بگم

پایان ویو ات


لیندا:

ات از دستشویی اومد بیرون که....

ادامه دارد.....

سلام جیگرا من مریض شدم و واقعا معذرت میخوام پارت دیر به دیر میزارم🥲
مراقب خودتون باشید و اینکه این پارت جبرانی شرط نداره ولی حمایت فراموش نشه چون با این حالم زحمت کشیدم🎀🌷
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط