عشق اجباری

عشق اجباری
پارت ۳
گایز اسم ا/ت از این به بعد مین سو هست مین سو رو داشتم بغل میکردم که دیدم جکسون هم خوابیده زدم پس کلش بیدار شد مین سو رو بغل کردم و داشتم میرفتم
جکسون اهمیت موج میزنه تا یک دقیقه پیش قربون صدقه من می‌رفت ها
_ غر غر نکن بیا تا در و نبستم
جکسون اومدم ویو مین سو
از خواب بیدار شدم با صحنه روبه رو جیغی کشیدم
جین با حوله از حمام در اومده بود
از خجالت سریع رفتم بیرون دست و صورتم رو شستم یه لباس کیوت پوشیدم و موهامو گوجه ای بستم اسلاید ۲
داشتیم صبحانه می‌خوردیم که در با شدت باز شد
جکسون شت باز دادن درو نامجون هیونگ باز کنه
_😂
اومدن تو سلام کردن بعد منو دیدن اول تعجب کردن بعد جین موضوع رو تعریف کرد با یادآوری دیشب اشکی از چشمام جاری شد پسرا خودشون رو یکی یکی معرفی کردن
من جونگکوکم
من تهیونگ
جیمین
نامجون
جیهوپ
یونگی
+ خوب تو کوکی ، تو هم ته ته ، تو هم موچی ، تو نامی ، تو هم ساینشان و تو هم پیشی
یونگی پیشی؟
+ اوهوم خیلی شبیه گربه ها هستی
یونگی یاااا
+من برم مدرسه
_ تو هیج جا نمیری
+ مگه برده گیر آوردی من هرجا بخوام میرم
_ یادت نرفته تو رو تو قمار با پدرت بردم که
+ لازم نیست هر بار بدبختیم رو به روم بیاری
و بعد رفتم
نامجون راست میگه جین خیلی بد باهاش برخورد کردی
یونگی گناه داشت
ویو جین
راست می‌گفت خیلی تند حرف زدم
رفتم دنبالش مین سو مین سو مین سووو یک دقیقه وایستا ببخشید مین سو
+ ولم کن بابا میرم مدرسه نترس بعدش هم برمی‌گردم فرار نمیکنم
_من منظوری نداشتم مین سو ببخشید
مین سو. بدون اهمیت رفت مدرسه
پایان مدرسه
داشتم میرفتم که یه ماشین هی داشت بوق میزد برگشتم فحش بدم که دیدم یونگی گفت سوار شو منم سوار شدم
تو راه کلی باهم حرف زدیم یونگی از جین خیلی مهربون تر بود
یونگی به دل نگیر مین سو جین همیشه همینجوری هست
+ آخه چرا من باید اینجوری باشه زندگیم مگه من چه گناهی کردم
یونگی مین سو جین اشتباه کرد خیلی پشیمونه اصلا بیا بریم خرید نظرت چیه هوم ؟
یونگی ویو
تا گفتم خرید کلی ذوق کرد من لبخندی زدم و رفتیم سمت فروشگاه
یونگی مین سو چند روز دیگه مراسم داریم برا شرکت ها یه لباس برا خودت بگیر
+ هوم بااشه مین سو یه لباس گرفت ( اسلاید آخر )
و رفتیم
عمارت
رفتیم تو که
مین سو ویو
رفتم تو که جین سریع اومد پیشم
_ کجا بودی معلوم هست من اینجا کلی نگرانت شدم با داد
+ نگران شدی فرار کنم نترس نمیرم جایی آروم گفت این حرفو
_ نه من منظورم این نبود
مین سو رفت پیش بچه ها
_ هوففف دستی تو موهاش کشید
+ سلامم من اومدمممم
کوکی سلام داشت شیر موز میخورد
+ تو به چه حقی به شیر موز های من دست زدی هاا با داد
کوکی یا اینا مال خودمه
+ از کجا آوردی اینا رو
کوکی از تو یخچال جین هیونگ و ...
#bts
دیدگاه ها (۹)

عشق خیانت انتقام

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط