دختر که باشی…

دختر که باشی…
دلت به نخی بند است…
مثل بادبادک های کودکی…
بندش که پاره می شد… بند دلت از هم می گسست انگار!
گره اش هم که بزنی … دیگر مثله اولش نمی شود… صاف و تمیز
قلبی می شود پر از پستی و بلندی…
اما نخی که پر شد از گره های کور دیگر به این راحتی پاره نمی شود…
دختر که باشی… شاید سریع بشکنی…اما قوی تر از قبل…بلند می شوی!
Hasti
دیدگاه ها (۸)

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

#پست‌ویژه | شعرخوانی زیبای دختر تاجیک برای ایران عزیز و کهنچ...

پارت ۳۰

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت چهاردهم: ملاقاتِ غ...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط