هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن...

هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن...
حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب بعد حتما ًمیگه:«الان اومــــــدم بکــشمـت... اَه لعنتی پتو داره نمیشه!
بخندین هرهرهر..
دیدگاه ها (۱)

چندپارتیتوروز تولد منو فراموش کردی!یعنی واقعا اون تولد منو ف...

P⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۳🦋)✥(ویو لوین کاترین)ده دقیقه شده بود که به ک...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

I'm not jealous part ۲۹به سختی لای پلکامو باز کردم احساس کرد...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.11لی:چشم و قطع کرد کوک:ا.ت لطفا کا...

رمان تهکوک

خب در اینجا میخوام چصناله کن-الان که دارم توجه میکنم میبینم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط