قفسِ طلایی (Golden Cage)
قفسِ طلایی (Golden Cage)
P.11
لی:چشم
و قطع کرد
کوک:ا.ت لطفا کاری نکن پیشی خانمم لطفا
...
ساعت 7 صبحه اما اثری از ا.ت نیست هرچقدر گشتن خبری ازش نبود
کوک:پیداش کردین؟
لی:نه ارباب
کوک:لعنتی...
کوک:صبر کن من این یه هفته حس میکنم چیزی رو فراموش کردم خیلی رو مخه
لی:خب نمیدونید درباره چی بود؟
کوک:درباره.....درباره ا.ت...خواب گردیش ورود یهوییش به اتاق و توی کمد.....صبر کن اون قرصا یادم رفت دربارش تحقیق
کنم لعنتی
سریع زنگ زد هوپی که بعد سه بوق جواب داد
هوپی:بله سریع بگو کار دارم پسر
کوک:هیونگ ا.ت یه قرصی رو مصرف میکنه میتونی بگی چه قرصیه
هوپی:اسمش چیه
کوک:وای اسمش چی بود خدااا....یه لحظه صبر کن....وایسا فکر کنم یادم اومد پرو...پران اره پروپران
هوپی:....این دختر دوتا بیماری رو باهم تحمل میکنه؟
کوک:یعنی چی این قرص برای چیه
هوپی:کوک ا.ت یه بیماری خطرناک تر از خوابگردیم داشته
کوک:چه بیماری...آه لعنتی پشت خطی دارم الان بهت زنگ میزنم آه مزاحم
هوپی:باشه فقط سریع
کوک:اوک
یه شماره ناشناس بود که جواب داد
کوک:بفرمایید
+اقای جئون
کوک:بله خودمم
+همسرتون کیم ا.ت الان بیمارستانه سریع خودتونو برسونین
کوک:چی ..ب باشه الان میام فقط آدرسو برام بفرستین
+باشه
سریع سوار ماشین شد و راه افتاد و همزمان شماره هوپی رو گرفت که جواب داد
کوک:هیونگ ا.ت بیمارستانه
هوپی:چی برای چی
کوک:نمیدونم ...هیونگ اون بیماری چیه
هوپی:یه نوع بیماری قلبیه
....
(امنترین جای جهان، قشنگترین زندان او بود.)
P.11
لی:چشم
و قطع کرد
کوک:ا.ت لطفا کاری نکن پیشی خانمم لطفا
...
ساعت 7 صبحه اما اثری از ا.ت نیست هرچقدر گشتن خبری ازش نبود
کوک:پیداش کردین؟
لی:نه ارباب
کوک:لعنتی...
کوک:صبر کن من این یه هفته حس میکنم چیزی رو فراموش کردم خیلی رو مخه
لی:خب نمیدونید درباره چی بود؟
کوک:درباره.....درباره ا.ت...خواب گردیش ورود یهوییش به اتاق و توی کمد.....صبر کن اون قرصا یادم رفت دربارش تحقیق
کنم لعنتی
سریع زنگ زد هوپی که بعد سه بوق جواب داد
هوپی:بله سریع بگو کار دارم پسر
کوک:هیونگ ا.ت یه قرصی رو مصرف میکنه میتونی بگی چه قرصیه
هوپی:اسمش چیه
کوک:وای اسمش چی بود خدااا....یه لحظه صبر کن....وایسا فکر کنم یادم اومد پرو...پران اره پروپران
هوپی:....این دختر دوتا بیماری رو باهم تحمل میکنه؟
کوک:یعنی چی این قرص برای چیه
هوپی:کوک ا.ت یه بیماری خطرناک تر از خوابگردیم داشته
کوک:چه بیماری...آه لعنتی پشت خطی دارم الان بهت زنگ میزنم آه مزاحم
هوپی:باشه فقط سریع
کوک:اوک
یه شماره ناشناس بود که جواب داد
کوک:بفرمایید
+اقای جئون
کوک:بله خودمم
+همسرتون کیم ا.ت الان بیمارستانه سریع خودتونو برسونین
کوک:چی ..ب باشه الان میام فقط آدرسو برام بفرستین
+باشه
سریع سوار ماشین شد و راه افتاد و همزمان شماره هوپی رو گرفت که جواب داد
کوک:هیونگ ا.ت بیمارستانه
هوپی:چی برای چی
کوک:نمیدونم ...هیونگ اون بیماری چیه
هوپی:یه نوع بیماری قلبیه
....
(امنترین جای جهان، قشنگترین زندان او بود.)
- ۲.۴k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط