چـه غریــبانــه نشـسـتم سـر راهــت که بـیایی

چـه غریــبانــه نشـسـتم سـر راهــت که بـیایی
چـه غـریــبانه غـریبــانه نـوشـتـم کـه کـجـایی

چــه صمــیمانه نـوشـتم کـه تویـی ذوق زبـانم
و تـو انـگار نه انـگار که هـــم صـحبـت مـایـی

چـه یتـیمانـه نشـستـم و نـوشـتم کـه مـرو یار
و تـو رفتــی و مـن و بـرزخ ایـن فصل جدایی

پشــت پای تو هـمه بـاور و ایمـان دلـم ریخت
و قسم میخورم این صحبت خودرا به خدایی

بـه خـدایـی که میان مـن و تو فاصله انداخت
چـه خـدایی که فقـط باب دلش هست جدایی
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

سایه ای در راهروهای نقره ای

استاد من ۱

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۲

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط