مجنون را دیدند روی خاک مینوشت :

مجنون را دیدند روی خاک مینوشت :

لیلی ، لیلی ، لیلی...

پرسیدند دیوانه چه میکنی؟

گفت :

چون میسر نیست من را کام او ،
عشق بازی میکنم با نام او !!!
دیدگاه ها (۱)

جدایی نیست حسن و عشق را یک مو

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟕 🌷🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «می‌خواستم اینجا اول...

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ (Final)ویو لیلی ___هم...

دوستان لطفا و حتما تا آخر بخونید..

حتماً. به‌جای گفتن مشخصات فنی، مزیت‌ها را به نتیجه‌ای که مشت...

نمیدونم چرا همه اطرافیانم دارن منو عذاب میدن !از فامیل محبتی...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

کپشننننننن گلایی نازمم🎀😫عروسک من😈🔞پارت شصت و هشت -برگرد عروس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط