دلم گـــرفته آســمون نمیتونم گریه کنم

دلم گـــرفته آســمون نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم ، نمیتونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها رو سینه من آمده

آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

تو روزگار بی کسی یه عمر که دربدرم

حتی صــدای نفسم میگه کـه توی قفسم

من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب ، بسم

دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن

نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن

منو به بازی میگیره عقربه های ساعتم

برگه تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم

آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن
دیدگاه ها (۱)

نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه ...

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسیدچرا نگاه هایت آنقدر غمگ...

عاشقانه های شبنم

سناریو بی تی اس

دریاچه قوپارت۴۲دستشو که برداشت گفتم:پس تو منو به رقص دربیار....

#in_your_eyes"ادامه پارت ۸۸"ویو کایلافقط دلم میخواست مطمئن ب...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

برده عمارت جئون

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴ویو لیلی ___اون شب رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط