مادر جیمین :منظورت چیه؟

مادر جیمین :منظورت چیه؟
جیمین :اون دختر کوچولو رو تو محله قبلی یادت میاد
همون که ....
مادر بزرگ:همون که جون من رو نجات داد
(مادر بزرگ موقع رد شدن از خیابون حواسش نبوده که نجاتش داده)
جیمین :آره
مادر جیمین:خب...
جیمین:این همونه
(بزارید خلاصه بگم
ا.ت جون اونا رو نجات داده بوده و خیلی بهشون کمک کرده بوده و اونا خیلی از دوستش داشتن)
پارت بعد :۱۰ لایک
دیدگاه ها (۹)

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

رمان : رفتار سرد

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

تک پارتی✨عصر جمعه بود و هوا حسابی خوب و دلپذیر بود.ات دست دخ...

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

پارت ۳ داشتم دور و بر رو نگاه می کردم که چشمم افتاد به همون ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط