نه توانم به تو پیوستن و نی از تو گسستن

نه توانم به تو پیوستن و نی از تو گسستن
نه ز بندِ تو رهایی؛ نه کنارِ تو نشستن

ای نگاه تو پناهم تو ندانی چه گناهی ست
خانه را پنجره بر مرغک طوفان‌زده بستن
دیدگاه ها (۱)

‌‌‌‌‌‌‌مپرس از من چرادر پیلہ‌ے مهر تو محبوسمکہ عشق از پیلہ‌ه...

رنگ چشمان تو یاسی می کند احساس رابوسه هایت می دهد طعم خوش گی...

بگذار قیامت بکنم چند دقیقهبا بغض نگاهت بکنم چند دقیقهیک عمر ...

شست بارانهمه‌ی کوچه خیابان‌ها راپس چرا مانده غمت بر دل باران...

مردی که در کنارم بود

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

عاشقانه های شبنم

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

می گویند بعضی آتشها برای گرم کردن دست ها نیستند؛ برای روشن ن...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

سفید و سیاه🤍🖤پارت دهم⚡️# قسمت ۱۰: «اولین بار» 🤍🖤**صحنه ۱ - د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط