یروزی پسری که وقتی دختری رو دید و عاشقش شد یه کم با هم قد

یروزی پسری که وقتی دختری رو دید و عاشقش شد یه کم با هم قدم زدن
بعد یه پورشه جلوشون ترمز کرد
دختر گفت خوش گذشت ولی من نمیتونم تا آخر عمر پیاده بمونم
.
.
.
سوار ماشین که شد
راننده گفت پیاده شو خانوم من راننده این آقا هستم
دیدگاه ها (۱)

یک ماه پیش سوار یکی از این ماشین‌های گذری شدم که برم سرکار…ر...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

No like ...نه میشد گفت کوه بودند ...نه میشد بگم تپه بودند ....

سناریو بونتن پارت۵

دوست دختر کوچولوی من پارت2|مرد تقریبا پیر امت جذابی از ماشی...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : nine سریع سمت یکی از ماشینای میل...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟓نیلا به طرف تاکسی اون طرف خیابون رفت +سلام اقا خسته نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط