تهیونگ دیگه مهم نبود چی میشه مهم نبود اگر با این بارون

تهیونگ : دیگه مهم نبود چی میشه، مهم نبود اگر با این بارون چه غمهایی رو به این شهر آورده بودم...هر اتفاقی که قرار بود
بیوفته، من این رو از چشمهات میخوندم...تو مال من بودی و
این شهر قرار بود تو رو به من پس بده..."

































































































_کافه تهکوک #TK


















































































































































The memories of with you
دیدگاه ها (۲۳)

و اگر در زندگی چشم هایی باشند که به خاطر غم های ما بگریند،زن...

بر روی صندلی قطارِ کلمآت نشسته ام، نمیدانم منو‌ کجا می‌کشند ...

کاش برگردم به یه هفته قبل رفتنت کاش بفهمم کجا رفتی کجا بفهمم...

اگه یه روز گم شدم؛ توی روزای بارونی، کافه های چوبی، کتاب فرو...

تبریک عید به ۱۸ روش مختلف

Architects - Gone with the Wind

Jinjer - Perennial

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط