ماه من مگر میشود ترا داشت و از دلتنگی ها نگفت

ماه من مگر میشود ترا داشت و از دلتنگی ها نگفت
دلم تنگ شده برای دستهایت
همان دستهایی که از روز اول در دستم گرفتم
دلم تنگ شده برای دستهایت وقتی که از کوچه ها و خیابان عبور میکنیم.و تو گاه گاهی دستم را فشار میدهی.و من گاه گاهی میفشارمشان تا مطمئن شویم که سخت مال یکدیگریم..
وای که دلم لک زده برای دستات..دلم برای بوسیدنش بد تنگ شده..قربون دستات بشم..,,
دیدگاه ها (۲)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 137♡⁠。⁠)⁩خوش حا...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

P : 27

چند پارتی(درخواستی)

My lovely neighbor part : ۷۰

★彡   Part 29 彡★ کتم رو مرتب کردم و لیوان رو بالا بردم."به سل...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

My Vampire Mate Season 2 part : 90

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت:13ویو کوکهمین ک...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط