دوباره گمشده بودم در ازدحامِ خودم

دوباره گمشده بودم در ازدحامِ خودم
غزل برای تو گفتم ولی به نام خودم

چقدر خسته گذشتی چرا نفهمیدی؟
چقدر هست که افتاده ام به دام خودم

نماز ثانیه را بی تو نیز می خوانم
خودم برای خودم می شوم امامِ خودم

چه سرنوشت عجیبی ست تازه فهمیدم
که دور بوده ز من نیمی از تمام خودم

کسی دوباره از آن سوی شعر می آید
بلند می شوم از جا، به احترام خودم

از این به بعد بدون تو نیستم تنها
من آشنا شده ام با کسی به نام "خودم"
دیدگاه ها (۶)

ﯾﺎﺩمه ﯾﻪ ﺷﺐ ﺑﻬش ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ : ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓﺷﺪﻩ ... .ﺟﻮﺍ...

کسی بیدارهبحرفیم !؟؟؟

سلام دوستای گلم وقت بخیرخوبین

اینم تیم محبوب من شدمنفور با این باخت افتضاح.بخدایه عده بی غ...

سرنوشت(ویو من)اون شب دوباره خواب بد دیدم...همون اتاق تاریک.....

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁶ویو: ویکتورچند لحظه ساکت شدم.بعد...

نماد مرگ پارت ۳

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

لبخند قاتلپارت²⁸ویو سلینصدای آژیر پلیس هر لحظه نزدیک‌تر می‌ش...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓خانه بدون هانا ساکت بود.خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط