تا دل نشود عاشق

تا دل نشود عاشق

دیوانه نمی گردد

تا نگذرد از تن جان

جانانه نمی گردد

گریان نشود چشمی

تا آنکه نسوزد دل

بیهوده ب گرد شمع

پروانه نمی گرد
دیدگاه ها (۱)

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

دیوانه ی  محبت  جانانه ام  هـنوزدست  از دلم  بدار که دیوانه ...

فرق بین عشق و دوست داشتن همیشه در منطقش بودهیعنی دوست داشتن ...

عاشقانه های شبنم

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

کبوتر طوقی

یک دم بیا با عاشقان دستی بچـــرخان و بروچرخی بـزن مستی نمـا ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط