ای رفته از برم به دیار دور دست ! با هر نگین اشک به چشم تر

ای رفته از برم به دیار دور دست ! با هر نگین اشک به چشم تر منی.
در راه در گذر در خانه در اتاق هر سو نشان توست .
با چلچراغ یاد تو نورانی ام هنوز . پنداشتی آن نور تو خاموش می شود ؟
پنداشتی که رفتی و یاد گذشته مرد و ان عشق پایدار فراموش میشود ؟
نه ای امید من . دیوانه توام
افسونگر منی
هر جا به هر زمان در باور منی در خاطر منی .
دیدگاه ها (۳)

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

پارت اول (ROSE) پارچه ی لغزان لباس میسو، در میان جمعیت از ای...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

#SLAVES. PART 1بار تاریک بود. بوی مشروب و عط...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط