وقتی خدا از پشت دستهایش را روی چشمانم گذاشت

وقتی خدا از پشت دستهایش را روی چشمانم گذاشت
از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم
که فراموش کردم او منتظر است
تا نامش را صدا کنم...
دیدگاه ها (۱)

bts

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_13وارد آشپزخانه شدم..میخواست...

رمان تهیونگ

part 15

پارت ۸

*💌:جیسونگی پیامی در بابل فرستاده🐿:سلام من جیسونگ صاحب تولدم ...

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

چند پارتی

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:13(ویو یونسو)تو دانشگاه بودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط