معلم، شاگرد را صدا زد تا انشاء‌اش را درباره علم بهتر است

معلم، شاگرد را صدا زد تا انشاء‌اش را درباره علم بهتر است یا ثروت بخواند.

پسر با صدایی لرزان گفت: ننوشتیم آقا..!

پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی، او در گوشه کلاس ایستاده بود و در حالی که دست‌های قرمز و باد کرده‌اش را به هم می‌مالید،

زیر لب می‌گفت: آری! ثروت بهتر است چون می‌توانستم دفتری بخرم و بنویسم
دیدگاه ها (۱)

برای زیارت خدا لازم نیست به مساجد، زیارتگاهها وسرزمین وحی ب...

نگاهم کن می خواهم صدایت را بشنوم

.

.

007-پنهان در مه - پارت ۷۸

فیک تهکوک وارث زار

مرد بی رحم

007-آلما ویسکی - پارت ۳۵

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

یک سال با اژدها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط