قلبمــ❤ ــو پـ ـس بده:💖 قسمت هجدهم💖

قلبمــ❤ ــو پـ ـس بده:💖 قسمت هجدهم💖

جی یون:
بهش اخم کرد هه از کی انقد بهم نزدیک شده که بخوایم باهم برقصیم دستش سمتم دراز بود بوی مشروب میداد دستشو گرفتم و بهش گفتم من وسیله نیستم لوهان منو بهت قرض بده سرمو انداختم پایین وبهش نزدیکترشدم و منتظرشدم جوابشو بشنوم
سهون:
با خودم گفتم وسیله نیستی و نخواهی بود ... ی دستم روی کمرش و با اونیکی دستم دستشو گرفتم و سرمو بردم نزدیک گوششو گفتم میبینی که قرض گرفتمت پارک جی یون ...
جی یون:
دندونامو روهم سابیدم تو ادم نمیشی اوه سهون میخواستم ازش جدا بشم ولی نمیشید محکم گرفته بودمنو نفساش کنار گوشم قلبمو از حالت نرمال خارج کرده بود اروم گفتم همیشه همینجوره همیشه دخترابازیچه ی دست پسرا چشامو بستم (اروم باش جی یون چ مرگت شده )
سهون:
هه مثل اینکه خیلی تجربه داری توی این موارد؟!؟مگ ن؟!؟
جی یون:
تو چشاش نگاه کردم فک نمیکنم تجربم بیشتراز تو باشه اقای اوه اگه میشه ی شادی امشبمو خراب نکن اصلا چرااومدی پیشنهاد رقص دادی همش رو اعصاب منی مگه من چیکارکردم اول خودت شروع کردم دیگه نمیتونم تحمل کنم بس کن این بچه بازی رو
سهون:
شما تو این موارد استاد منید شکسته نفسی نفرمایید اگه تجربه ت زیاد نبود که میترسیدی شب و تنها بمونی توی شرکت پیش من ولی خیلی راحت موندی ... (همون شبی که شرکت نگهش داشتم)
جی یون:
دیگه خون جلوی چشامو گرفته بود داد زدم اقای اوه سهون منو با دخترای هر....ای ک دور وبرته اشتباه گرفتی میخواستم داد بعدی رو بلند بزنم ک باحس گرمی لباش رو لبام لال شدم و چشام قد توپ پینگ پنگ شده بود اونقد شوکه بودم ک هیچ عکس العملی نشون ندادم و سرجام خشکم زده بود
لوهان:
حواسم به سهون و جی یون بود حس بدی داشتم از وجود سهون در کنار جی یون حس بدی داشتم حسادت رقابت تنفر ،.... یهو دیدم یک دفعه سهون بوسیدش😡 😡 😡 از عصبانیت سرخ شده بودم نمیدونستم چیکار کنم دستمو مشت کردم لیوانو محکم کوبیدم رو میز و با عصبانیت به اونا نگاه کردم
سهون:
اگه داد میزد ابروم میرفت دختره لجبازه عصبی و وضعیت جوری نبود که بتونم جلوی دهنشو بگیرم پس لبامو محکم گذاشتم رو لباشو شروع کردم بوسیدنش که دادش توی گلوش خفه شد حس خوبی بود یهو به خودم تلنگر زدم که اوه سهون حواست باشه نه تو به اون دختر احساسی داری نه اون به تو حتی با هم دوست هم نیستین پس حق نداری ببوسیش ... ازش جدا شدم میخواستم ازش عذرخواهی کنم ولی غرورم اجازه نمیداد رفتم سمت دست شوییا ...
نباید این کارو میکردم ولی چاره ای نداشتم وگرنه آبروم میرفت...
جی یون:
بعداز چند لحظه ولم کرد بدون هیچ حرفی رفت
از خجالت داشتم اب میشدم نگاه همه روی من و اون بود سرمو اوردم بالا همه باتعجب داشتن نگام میکردم صورتمو برگردوندم و دویدم سمت دستشویی رسیدم دم دستشویی ک دیدمش رفتم جلو و تو چشاش زل زدم و اشکم در اومد چرا چرا؟چرا اونکارو کردی لعنتی مگه من چی گفتم میدونی الان چ شایعه هایی پشت سرم میسازن با مشتام کوبیدم تو سینش و دادزدم چرااا فقط بخاطر ی لجبازی احمقانه سرخوردم کنار دیوار میدونی ارزوی ی دختر چیه که عشقش ببوستش ن ی ادم...حرفمو خوردم متاسفم برات اوه سهون
سهون:
چشمامو محکم روی هم فشار دادم دستامو مشت کردم نمیدونستم چی بگم یا چیکار کنم نمیدونستم باید چیکار کنم که پشت سرش شایعه نسازن حداقل .خیلی ناراحت شده بودم . یهو ی فکری به سرم زد
جلوش روی زمین زانو زدمو گفتم درسته عشقت تو رو نبوسید و ارزو داشتی که اولی عشقت باشه و من عشقت نیستم ولی میتونم جلوی شایعه هارو بگیرم میخوای اینکارو بکنم؟!؟میتونی بهم اعتماد کنی؟!؟ همین یکبار؟!؟
کامنت اجباررییی
دیدگاه ها (۵)

جــیییییییغ..من غـــش😍 😍 ...جذاب ترین و جیگرترین و خوشگلترین...

مهـــن😍 😍 چقدر جیگــرم وا😍 ❤ 😉 دلتون بسوزه😌 😉 ☺

جیـــون......پــرنسس جذابـم😍 😍 🎀

جـییییییغ موهــاشو💇 عاشق این موهای ابریشمیشــــم😍 ❤ 💖 💞

دختر بد سناریو فیک جواهر بخش ای

part::3

P54چند ثانیه...هیچ‌کس چیزی نگفت، حتی صدای نفس کشیدن‌ها هم ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط