دَر سِپیدِه دَمی

دَر سِپیدِه دَمی
نَه چَنْدان دور
بِه دیدارَت خواهَم آمَد
با سَبَدهایِ مَعْرِفَت
بَر دوش
شاخِه هایِ یاسَمَن
دَر دَسْت
و هِزاران گُفْتَنی
بَر لَب
امّا
اَز پیش می دانَم
لَبْریز تَرین نِگاه ها
دَر سِخاوت سُکوت
گِرِهْبَند عِشْق ما خواهَد بود...
دیدگاه ها (۱۷)

نیمه‌شب، ماه تنها، در حوض سکوت شناور بود.خورشید آمد،با هزارا...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

بعضی غم‌هاراهی به کلمه ندارند.نه می‌شود برایشان شعری نوشت،نه...

عاشقانه های شبنم

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط