از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم
هنوز پیرهنم را ، نشُسته می پوشم
.
هنوز بوی تو از تار و پود زندگی ام
نرفته است که خود را به عطر بفروشم
.
عجب مدار ، از این جوششی که در من هست
که من به هرم نفس های توست که می جوشم

کجا به پیری و سستی و ضعف روی آرم
منی که آب حیات از لب تو می نوشم
.
به بوسه ای که گرفتم در آخرین لحظه
برای بوسه ی دیگر دوباره می کوشم
.
برای آنکه بدانی که بر سر عهدم
برای آنکه بدانی نشد فراموشم
.
قسم به بوسه ی آخر ، قسم به اشک تو
من هنوز پیرهنم را ، نشُسته می پوشم....
دیدگاه ها (۱)

دلــنـــوشــتــهدلتنگمنہ دلتنگِـ تو !!دلتنگِـ اینکہیہ روزے ه...

آن مسافر که سحر گریه در آغوشم کردآتشم زد به دو تا بوسه و خام...

مـــےدونـــمــ تــو نـــمــیــایـمـےدونــمـــ مـن بـــهــت ن...

בوســــتت בارم بیشــتر از مــعناے واقـعے ڪلمـہ בوست בاشتنבوس...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

پارت پنجاه‌وهشتم | اولین بوسهجئون جونگ‌کوکبعد از اینکه من و ...

#theheartofsea #Twentyfirstpart#Minsung برای بوسه بعدی از هم...

پارت هفت

برده عمارت جئون

چند پارتی جونگ کوک

چندپارتی جیهوپ

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط