چشم مستت

چشم مستت
چه ڪند با منِ بیمار امشب؟
این دل تنگ من و
این دل تب دار امشب؟...


آخر ای اشڪ
دل سوخته ام را مددی؛
ڪه به جز ناله
مرا نیست پرستار امشب،،،
دیدگاه ها (۲)

آن لب تب‌دار را یڪ بار بوسیدن شفاستوای از این دارو ڪه از بیم...

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

موسیقی

تا تو هستے، دلم پریشان نیستدر نگاهم نماد باران نیستبا تو اے ...

من اگر یڪ روزخدا را ببینمــنه از بهشتـــ می‌پرسمــنه از جهنم...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

سلام بر اوڪہ وجودش سرآغازِ عشق استنامش، ترانه‌اے بر لب‌هاے ب...

فراتر از خویش

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط