هر جا که شدم کعبه و بتخانه تو بودی

هر جا که شدم کعبه و بتخانه تو بودی
هر در که زدم صاحب کاشانه تو بودی
در مجلس اهل دل و در محفل زهاد
ذوق سخن و گرمی افسانه تو بودی
هر چند درین میکده دیدیم و شنیدیم
مستی و خمار و می و پیمانه تو بودی
غوغای خرد در سر سرگشته تو کردی
سودای جنون در دل دیوانه تو بودی
از هر قدمی باده ی مستانه تو دادی
در هر صدفی گوهر یکدانه تو بودی
در مسجد زاهد سخن زهد تو گفتی
در دیر مغان نعره مستانه تو بودی
تا در دل افگار نظر کرد (سحابی)
پنهان شد و چون گنج به ویرانه تو بودی
دیدگاه ها (۲۷)

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

امروز امیر در میخانه تویی تو! فریادرس ناله ی مستانه تویی تو!...

امروز امیرِ درِ میخانه تویی توفریادرسِ ناله ی مستانه تویی تو...

مونسِ جان و دلم، جانانه می خواهم تو را ،بر چراغِ سینه ام، پر...

مستی و شور جنون از من دیوانه بپرس گرمی باده از آن نرگس مستان...

مونسِ جان و دلم، جانانه می خواهم تو را ،بر چراغِ سینه ام، پر...

من با تو نگویم که تو پروانه‌ی من باش ؛چون شمع بیا روشنی خانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط