تقـــــصیر ِ مــסּ نیســــت

تقـــــصیر ِ مــסּ نیســــت

بعـــضی آدمــــہـــا شبیـــہ توأنـــــــد

ناچــــارم میــــڪـنـــند

برگــــــــردم

دوبـــاره نگــــاه ڪـنم

و بـــــاز....

شبیـہ ِ سرباز ِ شڪـســت פֿــــورده ای

ڪـہ تمام زندگی اش را

جنـــگ بلعــیده

*بـہ دوردست خـــــــیره شوم!*
دیدگاه ها (۴)

گاهی در زندگی، بعضی آدم‌ها فقط «می‌آیند» اما بعضی‌ها «می‌مان...

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

✲ گاهی بعضی فیلم‌ها را نمی‌شود فقط «تماشا» کرد ،بلکه باید با...

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 13هیچ‌کس حرف نمی‌زد.همه به جمله‌...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح با صدای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط