بانوی عزیزم....

بانوی عزیزم....
از همین حالا لباس ها را شسته ام..اطو کشیده ام..کوله ام را جمع و جور کرده ام..انگار قرن هاست ندیدمت..صدای ضربان قلبم را حس میکنم,حتی صدای ضربان قلب تو را هم میشنوم..
جانم فدای تک تک ضربان قلبت
عشقم.جونم.نفسم,عمرم.دوست دارم
دیدگاه ها (۲)

آرامش من ..زیبای منعملیات..تا چهارفدای چشم های درشتتجان من م...

ببــــــــیناز وقتی که دیدمت,با خیالی راحت چشمهایم را بستم و...

نبض قلبم صدایت میزند...راه رفتن هم چاره نمیکندقفسم تنگ تر شد...

واقعا زیباست وقتی چشمهات رو باز میکنی و میدونی که یکی تو دنی...

مرد بی رحم

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۵: نجواهایِ دیوارهااتاق بعد از رف...

I will love you forever🙃

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو لیلی ___---سکوت سن...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۶: سایه‌ای در سکوتهنوز نفس‌نفس می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط