تو هال چرت ميزدم،متوجه شدم داداش کوچيکم داره با صدای بلند

تو هال چرت ميزدم،متوجه شدم داداش کوچيکم داره با صدای بلند ميگه: يا ابلفضل،يا قرعان،يا جد سيد مراد!!!
رفتم ببينم چه مرگش شده!
ديدم داره با کامپيوتر ماشين بازی ميکنه،
ماشين داره ميره تو دره نمی تونه کنترلش کنه :|
اينا ميخوان من برم تيمارستان O_o
دیدگاه ها (۲)

داشتم تو خيابون ميرفتم ديدم يه اقا پسر شيك پوش و با ادب با ي...

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻣﯿﺮﻓﺘﻪ، ﺩﺯﺩﻩ ﺟﻠﻮﺷﻮ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻣﯿﮓ : ...

اینقد بدم میاد وقتی میرم عروسی آهنگ قد و بالای تو رعنا رو بن...

ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ ﺩﻳﮕﺮﮔﺎﻫﻲ ...ﻧﻪ !!!ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﻟﺶ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻫﻤﻪ ﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺵ...

پارت‌۶:))فلش بک به وسط کلاس کوکات ویواز کوک اجازه گرفتم برم ...

شکوفه های گیلاس 🌸 🌸پارت ۱۱🌸*ویو چویاداشتم تویه خیابون راه می...

سفیر کبیر Grand Ambassador

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟐م.ست و پاتیل رسیدن به خونه، با خنده ها...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

Six

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

مامانم خیلی زن خوبیه!از اون خوبایی که واس خودش یه پا خانوم خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط