تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواست

تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواست
این سر به هوا مثل خودم عاشق دریاست

درگیــر نگاهتـــ شد و تا بام تو پر زد
بیچاره ندانست که این اول بلواستـــ

شاعر شد از آن روز که چشمان تو را دید
این ولوله در شعر من از چشم تو برپاست
دیدگاه ها (۱)

افتاده در چشم تو صاف

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

امشب این شاه دلم رفته به پابوس غزلتا که خدمت بکند بر در کاوو...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

وقتی لب تو خنده زد

عاشقانه های شبنم

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط