بس شنیدم داستان بیکسی
بس شنیدم داستان بیکسی
بس شنیدم قصه دلواپسی
حال از من بشنو این افسانه را
داستان این دل دیوانه را
چشمهایش بویی از نیرنگ داشت
دل دریغا! سینهای از سنگ داشت
یک شبه از عمر سیرم کرد و رفت
بیست سالم بود، پیرم کرد و رفت
پیرم کرد و رفت.....
بس شنیدم قصه دلواپسی
حال از من بشنو این افسانه را
داستان این دل دیوانه را
چشمهایش بویی از نیرنگ داشت
دل دریغا! سینهای از سنگ داشت
یک شبه از عمر سیرم کرد و رفت
بیست سالم بود، پیرم کرد و رفت
پیرم کرد و رفت.....
- ۱.۴k
- ۲۱ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط