دل و دین و عقل و هوشم، همه را به آب دادی*

دل و دین و عقل و هوشم، همه را به آب دادی*
زکدام باده ساقی، به من خراب دادی؟
دیدگاه ها (۳)

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

گل اشکم شبی وا میشد ای کاش / همه دردم مداوا میشد ای کاشبه هر...

نفسم فصل شراب است کجایی بی من؟حال من بی تو خراب است کجایی بی...

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول : علوم بشری یعنی چه؟ کد...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط