دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت:

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت:
او یقینا پـی مـعشوق خــودش می آیـد
پسرک ماند ولی روی لـبـش زمزمه بود:
مطمعنا که پشیمان شــــده و بر میگردد
عشق قربانی مظلوم غـــرور است هنوز
دیدگاه ها (۲)

ماه پنبه ای

رمان انفجار و امید

( last minute )

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

دختر و پارتی

تکاپو پارت 93:مراقب خودت باش🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍در همان لحظه، چراغ‌های...

REGRET✨PART: 15ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط