.

.
دل من تنگتر از تنگی یک
حنجره ای
که نفس در خم آن مانده
پر از درد شده


شب من تلختر ازتندیِ شور
هوسی
که به کامش نرسیده،تب ان
سرد شده
دیدگاه ها (۱)

هَر شَب ...سُقوط میکنم از بام خوابْ هاهَذیان شُدند خاطِره ها...

و گفت:اگر دوزخ را به من بخشندهرگز هیچ عاشق را نسوزماز بهر آن...

میگویند:زمان، آدمها را عوض می‌کند،اشتباه نکن!زمان،حقیقت آدمه...

بعداز این عشق به هر عشق جهان میخندم هرکه آرد سخن از عشق بدان...

شهیداحمدنوروزی چندان فرو بردیم سر در زیر پرهاتا پر زدیم از ی...

در حوالی پاییزی بارانی، در کوچه‌باغ‌های شهری غریب که آشناتری...

دوباره سرد... دوباره سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط