دلم می‌خواهد،

دلم می‌خواهد،
فرار کنم
از مردم خواب زده‌ی این شهر!
از چهره‌های تکراری،
و دروغ‌هایی که طعم اقتصاد می‌دهند و رفیق سیاست‌اند...!
گوشه‌ی خانه‌ام بنشینم، پرده‌ها را بکشم.
قُفل دَر را چند بار چک کنم.
و به دوست داشتنت فکر کنم...
دیدگاه ها (۲)

گفتی که مستت میکنمپر زانچه هــستت میکنمگـــفتم چـــگونه از ک...

یک غزل مهمان من باش و پس از ان شب بخیرنرم نرمک دستی افشان پا...

یارب آن شاهوشِ ماهرخِ زهره جبیندُرّ یکتای که و گوهر یکدانه‌ی...

http://dn.hani-music.ir//Reza%20Naziri%20-%20Sana%20Gurban%5...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

🌹 ﷽ 🌹⚠️ تداوم شهریور‌های تسلیم‌طلبانه‌ی ۰۳ و ۰۴ در سال ۱۴۰...

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

when silence became a scream p21

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط