ندانستم چشم براهی

ندانستم چشم براهی
نگفتم ....
چشمم براه سوخت و
دلم از عاشقی تو
کاشها به تمنا داشتم
نایی به پا نبود
و نفسی بجان
که دوستت دارم و دوستم داری
امان از فراق و تقدیر....
دیدگاه ها (۵)

💕📎... خواب میدیدم که درباران پرستیدم توراچشم من روشن،درآن رو...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

چندپارتی جین

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗شرطم ا...

دریاچه قوپارت۴۲دستشو که برداشت گفتم:پس تو منو به رقص دربیار....

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط