چه کسی روی ِ لبان ِ تو شکر ریخته است؟

چه کسی روی ِ لبان ِ تو شکر ریخته است؟
قهوه ی ِ چشم ِ تو را باز قجر ریخته است؟

هدفش چیست از این تلخی و شیرینی ها

مستی ِ چشم ِ تو باید که چنیــن غرق کند
بس که انگــــور به دریای ِ خزر ریخته است

وای اگر خیره شود صاعقه ات میســــــوزم
روی کبریت ِ نگاه ِ تو خطـــــــر ریخته است
دیدگاه ها (۲)

غمگین شددختری که به خنده معروف بود

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

Covenant of Blood and Silk

𝑴𝒓. 𝑱𝑲 | 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏پرتوی های طلایی و زرد خورشید از پشت پرده های ...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹⁰موهامو گوجه‌ای بستم و از اتاق خ...

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط