🪽 Angel of salvation 🪽

🪽 Angel of salvation 🪽

Part ⁹⁰

موهامو گوجه‌ای بستم و از اتاق خارج شدم و رفتم پایین و وارد حیاط شدم .
ات ✨ مادرجون من رفتم خداحافظ.
می‌سون : خداحافظ دخترم مراقب خودتون باشین .
ات ✨ چشم شماهم مراقب خودتون باشید .
رفتم سمت مادرجون و بغلش کردم که بوسه‌ای روی سرم زد . با لبخند بزرگی ازش جدا شدم و از حیاط خارج شدم . درسته که من محبت مامانمو نسبت به خودم حی نکردم ، ولی میتونم حس کنم این زن با اینکه من فقط عروسشم ، منو فرا تر از عروسش و در جایگاه دخترش میبینه .در ماشینو باز کردم و سوار شدم .
ات ✨ من امدم .
یونگی 🪽 افرین .‌..بگو ببینم فکر کردی ؟
ات ✨ آره....ولی چیزی به ذهنم نرسید .
اصلا فکر نکردم ولی الانم فکر میکنم نمیدونم چطوری باید بهش ثابت کنم که عاشقشم . آخه بهت ثابت نشده ؟
یونگی 🪽 باشه....رسیدیم بهت میگم.....حالا تا برسیم بازم فکر کن .
ات ✨ باشه.....حالا مقصد اصلی کجاست؟
یونگی 🪽 یه کلبه چوبی درست وسط جنگل .
خم شد سمتم و با حرفش چشمکی بهم زد و ادامه داد .
یونگی 🪽 کلبه مال خودمه .
تو همون حالت بوسه سطحی و ریزی روی لبام زد و دوباره برگشت سمت خودش .
ات ✨ واقعا؟
یونگی 🪽 آره .
لبخندی زدم و دیگه چیزی نگفتم .سرمو به شیشه ماشین تکیه دادم و به راه خیره شدم . افکارم سکوت درون مغزمو شکستن و بهم هجوم اوردن ، منم دست رد به سینشون نزدم .
واقعا که اون فرشته نجاتمه . اگر اون روز من درخواستشو رد میکردم در واقع شانسی که داشتمو رد میکردم و الان در حال کار کرد و شب هاهم در حال کتک خوردن و تحقیر شدن بودم . من هرچقدرم که تلاش کنم و موفقیتی بدست بیارم بازم از نظر خانوادم لیاقت تشویقشونو ندارم . به قول مامان من حتی لیاقت نفس کشیدنم ندارم چه برسه به با آرامش زندگی کردن . همین دیروز میخواستم چیزی رو که لیاقتشو ندارم به جهان پس بدم و ازش بابت اینچند سالی که زندگی کردم تشکر کنم ولی....اون.....اون باعث شد که من همچین کار احمقانه‌ای رو نکنم . اون باعث شد که من بخوام تمام تلاشمو بکنم که لیاقت نفس کشیدن درکنارشو داشته باشم . اون باعث شد به خاطرش من یک بار دیگه هم که شده تلاشم کنم .خانواده ها بچه هاشونو از خطر دور میکنن و ازشون محافظت میکنن ، اما خانواده من اینکارو نکردن اما اون همیشه اینکارو میکنه . پس درحال حاظر تنها خانواده‌ای که من دارم اونه . اون تو این چند وقت همیشه حواسش بود که من کوچیک ترین اسیبی نبینم با این حال من داشتم به خودم آسیب میزدم . الان که فکر میکنم کار دیشبم واقعا احمقانه و خودخواهانه بوده . از این به بعد تنها برای یه چیز تلاش میکنم .....اونم دوست داشته شدن توسط اونه . از این به بعد تمام تلاشمو میکنم تا لیاقت عشقشو داشته باشم . حتی اگر خدا هم نفسایی که بهم داده رو ازم بگیره و بگه لیاقت این نفسارو نداری ، من بازم تلاش میکنم تا اون بهم بگه تو لیاقت عشق منو داری . دست گرمش روی دستم نشست و منو از غرق شدن کامل توی اقیانوس طوفانی افکارم نجات داد ، درست مثل همیشه . سرمو از روی شیشه ماشین برداشتم برگشتم سمتش .
یونگی 🪽 ات عزیزم چیزی شده ؟ چند بار صدات کردم . (نگران)
نمیخواستم امروزو به خاطر افکار مزاحمم خراب کنم پس لبخندی زدم و دنبال یه بهونه خوب گشتم .
ات ✨ نه چیزی نشده فقط ...... فقط تو فکر این بودم که برای فردا که باید یه طرح جدید ببرم ..... از چی برای کشیدن طرحم الهام بگیرم ، همین.
نگرانی توی چهرش از بین رفت و نفس راحتی کشید و سری تکون داد.
یونگی 🪽 خب الان داریم میری جایی که میتونی از خیلی از چیزاش الهام بگیری .(لبخند)
ات ✨ اوهوم میدونم....شایدم از یه چیز دیگه الهام گرفتم .
یونگی 🪽 از چی؟
ات ✨ یکی که خیلی عاشقشم ولی گیر داده میگه ثابت کن .
برگشت سمتم و خندید و من با تمام وجودم به صدای خندش گوش دادم . برای من بهترین سمفونی دنیا قطعا خنده های اونه .
یونگی 🪽 از من ؟(خنده)
ات ✨ اره...مشکلیه؟
یونگی 🪽 نه....فقط چطوری میخوای از من الهام بگیری کوچولو؟
ات ✨.....

شرط
⁴⁰ لایک
³⁵ کامنت
¹⁵ بازنشر

لباس ات و یونگی 🩵
دیدگاه ها (۰)

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁹سه‌جین : آخ جون منو بکش ... آقا...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁸رو کرد سمت یونگی و گلوشو صاف کر...

ریدم دهن همتون...:)برای یه آرت این همه ذوق نداشتم که فقط ۷ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط