دلم تا برایت تنگ می شود

دلم تا برایت تنگ می شود
نه شعر می خوانم
نه ترانه گوش می دهم
نه حرفهایمان را تکرار می کنم
دلم تا برایت تنگ می شود
می نشینم
اسمت را
می نویسم
می نویسم
می نویسم
بعد می گویم
این همه او
پس دلتنگی چرا ؟

دلم تا برایت تنگ می شود
میمِ مالکیت به آخرِ اسمت اضافه می کنم
و باز عاشقت می شوم
دیدگاه ها (۲)

ای در شب ِتاریک ِدلم، ماه ترینمبین ِتو و مهتاب، پر از شکّ و ...

از همه کس بریده ام ، تا که شوی همه کسم بی تو نفس نمیکشم ، چو...

چقدر دوریم؛چقدر فاصله داریم!میترسم عمرم قد ندهد به رسیدن!چگو...

با دلم قهر نکن بی تو دلم می گیردهستی ام،بی تو همه هستی من می...

برادر عزیزم دلم برایت تنگ شده است..تنگ که می‌گویم، نه مثل تن...

در سالگرد رفتن برادر عزیزم، از کسی سخن می گویم که دوست داشتن...

عاشقانه های شبنم

دلتنگم... مثل خیلی از روزهای زندگانی ام. این روزها هیچ کس شر...

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ ا...

«گولش» بزن...امیرالمؤمنین سلام الله علیه:براى عبادت كردن، نف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش دوم_ریون از بغلم بیرون می‌جهد و می‌پرد روی...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط