وای ب حال و روز من مادرم دلش میگیره و باهام حرف میزنه بغض

وای ب حال و روز من مادرم دلش میگیره و باهام حرف میزنه بغض میکنه از گوشه چشاش اشک سرازیر میشه
و منم کاری از دستم بر نمیاد..
شماها رو ب جون مادراتون دعا کنید 😔
خدااااااااااااااااااااااااااااااااا یا
اخه تا کی باید مادرم درد های خواهرم رو بکشه
چی تو حکمتت هست خدااااااااااااااااااااااااااااااااا
این چ صلاحیه اخه
خدایا دل خوشی های منو بگیر و دل مادرم رو اروم کن التماست میکنم خدااااااااااااااااااااااااااااااااا ی من 😢 😔
دیدگاه ها (۶۸)

ری اکشن کارکتر ها به عنوان هم خونهپارت ۳کارکتر: ران و سانزو ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۰ *رضا*گفتم : بانو لطفا بشینید از...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

سلام...میخوام براتون یه داستان تعریف کنمنه از اون داستان های...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط