تو خيابون پشت پا انداختم واسه دوس دخترم با كله رفت تو جوب

تو خيابون پشت پا انداختم واسه دوس دخترم با كله رفت تو جوب، با سر و كله خوني بلند شده ميگه : عزيزم اشكالي نداره تقصير خودم بود باز قهر نکرد :|||
گرفتاری شدیم تورو قرآنا -___-















این ولنتاینم درد سری شده ها ! :| -___-
دیدگاه ها (۸)

Part ¹³ویو لیلی لب زدم+ خب خدمت کار یه خدمت کاره اربابم یه ا...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

رمان: قلب در تاریکی

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

part 53یونگی دستشو گرفت و گذاشت روی پای خودش و آروم آروم بان...

My little princess Part 22ویو ات با صدای داد و جیغ بلند شدم ...

زمرد های صورتی پارت²انیا:«چی اونا که پسرخاله ما نیستن منظور ...

کپشنننننن🎀🦢عروسک من😈🔞پارت سی و چهار همراه سرهان رفتیم بیرون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط